|
جامعه شناسی دین و توسعه
|
||
|
مقالات، نقد ها و تحلیل های جامعه شناختی از مژگان ثروتی |

کانت در فلسفه اخلاق خود استدلال می کند که انسان برای اخلاقی شدن و اخلاقی ماندن ، نیازی به خدا ندارد، چرا که موضوع و سوژه قوانین اخلاقی ، خدا نیست بلکه انسان و کرامت اوست و این انسان است که در قوانین اخلاقی هدف است. به زعم او انسان بدون تکیه بر دین می تواند به با لاترین مرجع قانونگذاری اخلاقی صعود کند. به همین دلیل او معتقد است که انسان غیر مذهبی می تواند اخلاقی باشد و اخلاقی هم بماند ، ولی انسان مذهبی باید تلاش کند که اخلاقی شود و اخلاقی باقی بماند . به این معنا که باید معیار های اخلاقی او با معیار های اخلاقی و ارزش های برتر جهانی برابری کند. در نتیجه از نظر او دین و مذهبی بودن، شرط اخلاق و اخلاقی بودن نیست.
اما آنچه که در شناخت گروه های استراتژیک بسیار مهم است و آنها را از مفهوم حزب و یا طبقه در مفهوم مدرن و غرب جدا می سازد این است که مرز های این گروه ها از آنجا که فاقد پرنسیب می باشند و تنها حول و حوش منافع فردی و گروهی متمرکز است ، بسیار انعطاف پذیر است. مرز های گروه های استراتژیک بر خلاف طبقه در کشور های سرمایه داری صنعتی ، نامشخص ، نامکمل و در حال تغییر مداوم است و به همین دلیل عقیده و موضع گیری سیاسی ، اجتماعی آنها به راحتی و سریع با توجه به منافع شخصی و گروهی تغییر می یابد


برای شما مهم است
که بدانید سکولاریسم یا لائیسیسم کدامیک
را می توان مطالبه کرد . اما برای من مهم این
است که چطور می شود مسیر سکولاریسم و یا لائیسیسم را با توجه به ساختار و شرایط
فعلی ایران هموار کرد. اینجا تنها نوع مطالبه ما ، مشکل ما را حل نخواهد کرد.
البته ما می توانیم مطالبه و آرزو کنیم ولی این
لزوما به معنی تحقق آن نیست، چرا که تحقق سکولاریسم و یا لائیسیسم شرایط ویژه خود
را می طلبد. باید دید آیا شرایط تحقق یکی از این دو نوع
سیستم در ایران وجود دارد یا خیر.
|
|